روشنفکر کیست؟ سه شرط روشنفکری وروشنگری کدام است؟ وتوتم ...وجملات کوتاه زندگی دک

 

روشنفکر کیست ؟ روشن کننده ی فکر- مسئول زندگی خود ودیگران

نوع برخوردباجهان بینی وبینشی امورزندگی وهم کار وهم حق برای افرادی ازاجتماع 

که رفاه نسبی دارند«ازبنداحتیاجات تن دورشده وتازه دچاربندعقل شده اند.ازبندخویش

که رسته اندبه دیگران گرفتار آمده اند.

روشنفکری اندیشیدن درامورآسمانهاواعتقادات واصول (لاهوت )

وامورزمین ومردمش وزندگی شان وچونی وجندی هایش.(ناسوت)

سه شرط روشنفکری : وقت فارغ - جرات (دل داشتن ) - نترسیدن (آمادگی ازدرون)

کسانی که نمی توانندبه قلمرو روشنفکری درآیند :1-دربندتن وشکم(فقیردرجستجوی

لقمه نان )خوشگذران بی غم که غم دیگری رانمی شناسد.

2-دربندتعصب:(تعصب مذهبی وتعصب سیاسی)

روشنفکردورازتعبدوتعصب کارفکری می کند نه کار بدنی ،وحاصل کارش رادراختیارجماعت

می گذارد.نه به قصدجلب مادی وشخصی،که حل مشکلی اجتماعی است.

موجز اینکه رسالت روشنفکر،روشنگری است.

روشنگری : خروج آدمی است ازنابالغی به تقصیر خویشتن خود.

نابالغ:ناتوان دربکارگرفتن فهم خویش بدون هدایت دیگری.

تقصیر خویش : وقتی علت نه کمبود فهم ، بلکه کمبوداراده ودلیری دربکارگرفتن آن،

بدون هدایت دیگری . ( تفکر مستقل وپویا درگرو آزادی اندیشه)

توتم : هرکسی راتوتمی است و توتم هرکس "خود خوب " اوست.که در خارج ازوی وجود

یافته ومجسم شده است.(خویشتن مقدس باالقوه خویش)

  قلم توتم من است.(حس می کند که من او وآن توتم،پیوندی است مرموز،که حس

میشود،ولی وصف نمی شود.وخودرادرآن می بیند.)

قلم زبان خداست.قلم امانت آدم است.قلم ودیعه ی عشق است.

بگذاربرقامت بلندوراستین واستوارقلمم،به صلیبم کشند.تااوکه استوانه ی حیاتم بوده است،

صلیب مرگم شود.شاهد رسالتم گردد.گواه شهادتم باشد.تاخداببیندکه به نامجویی

برقلمم بالا نرفته ام.تاخلق بداند که برکامجویی برسفره گوشت توتمم ننشسته ام.

علی(ع)ازچه می ترسید وناله می کرد؟ علی(ع)که رنج اش ازفروخوردن درد وخاموش

نالیدن ونگفتن ومجهول ماندن است.علی(ع)گفت:دشنامم دهید.به من تهمت زنید،که

برای من زکات است وبرای شما نجات.

تا زور بداند که امانت خدا رافرعونیان نمی توانند ازمن گرفت.

تا زر بداند که ودیعه ی عشق را قارونیان نمی توانند ازمن خرید.

و تزویر بداند که یادگار رسالت را بلعمیان نمی توانند ازمن ربود.

جملات کوتاه زندگی دکتر شریعتی :

آسمان فرصت پرواز بلندی است، قصه این است چه اندازه کبوتر باشی.

اگر زندگی ات گاهی آشفته می شه،وهیچی سرجایش نیست، بدون هنوز زنده ای.

گفت چند سال داری ؟ گفتم روزهای تکراری زندگی ام را که خط بزنم ، کودکی چند

ساله ام.!

روزانه هزاران انسان به دنیا می آیند...اما انسانیت درحال انقراض است!

وقتی آدما می گن : بارون را دوست داریم ، ولی تا بارون میاد چترباز میکنن...

وقتی میگن پرنده رادوست داریم، ولی تو قفس نگهش می دارن ...

باید از دوست داشتن آدما ترسید.

 

دکتر علی شریعتی : هرگز از کسی که با من موافق بود ، چیزی نیاموختم !

 

تاریخ در ترازو صفحه 26 از : عبدالحسین زرین کوب

فکر قومیت ، مبنی بر تصور اشتراک دراصل ونژاد است.مربوط به تصور کانون خانواده و

پرستش اجداد است وشاید یادگاری ازتصوراشتراک درتوتم باشد.

مجردترین وخالص ترین لذتی که ازتاریخ حاصل می شود یک نوع تجربه عرفانی است.

" وجدان وحدت واستمرار ".

تاریخ انسانیت شاید به حقیقت چیزی جز همین وحدت واستمرار نیست.

در واقع تاریخ به ما می آموزد که : زندگی ما به زندگی تمام افراد جامعه پیوسته است.

چنانکه زندگی تمام اقوام وجوامع انسانی بارشته ای نامرئی بهمدیگروابسته است.

این است آن وجدان وحدت که شعور به آن،انسان راازتالم ودغدغه تنهایی بیرون می آورد

ونشان می دهد که زندگی ساده ترین فردانسانی نیز درانزوا وخلا, مطلق نیست وحتی

حیات انسانیت نیز باهستی تمام کائنات اتصال دارد ویکپارچه است.

بعلاوه این اتصال فرد با تمام دنیای انسانیت ,تنها محدود به عصر حاضر - به زمان جاری -

هم نیست . بادنیای گذشته وباآنچه درآینده خواهد بود,نیز پیوندواتصال دارد.واین استمرار

امری است که وجدان آن نشان می دهدکه ودان انسان معنی وهدف داردوحتی مرگ ,

افراد آن رابه پایان نمی رساند.اینجاست که تاریخ دلهره پوچی را که سارتر وکامو آنهمه

باکابوس آن درگیرند,زایل می کند ولذت بخشی این وجدان وحدت واستمرار از اینجاست

که تالم ودلهره تنهایی وپوچی را ازبین می برد.بدینگونه نسل های مختلف درپی هم

می آید وانسان بی آنکه بتواند خودراازچنبره این استمرار بیرون بکشد,در میان امواج

مستمر حیات که از ازل تا به ابدبی وقفه , راه خودراطی می کند و میغلتد و می پوید ,

پیش می رود وخودرا بایک یک امواج وباتمام دریای هستی متصل ومرتبط می یابد.

قطره ی دانش که بخشیدی ز پیش           متصل گردان به دریاهای خویش

قطره دریاست اگر بادریاست                ورنه او قطره و دریا ,دریاست

 

علی شریعتی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
 
پرش به: ناوبری، جستجو
صفحه نیمه‌حفاظت
«شریعتی» تغییر مسیری به این صفحه است. برای کاربردهای دیگر شریعتی (ابهام‌زدایی) را ببینید.علی شریعتی زادروز ۲ آذر ۱۳۱۲ [۱][۲]
ایران، سبزوار، کاهک[۳] درگذشت ۲۹ خرداد ۱۳۵۶[۳]
انگلستان، ساوت‌همپتون[۳] آرامگاه سوریه، دمشق تحصیلات کارشناسی ادبیات فارسی و دکترای تاریخ از دانشگاه مشهد و سوربن پیشه نویسنده، جامعه‌شناس، تاریخ‌شناس، پژوهشگر دینی سال‌های فعالیت ۱۳۳۱۱۳۵۶[۳] لقب معلم انقلاب دین اسلام، تشیع آثار فهرست آثار شریعتی همسر پوران شریعت‌رضوی فرزندان احسان، سوسن، سارا، مونا والدین محمدتقی شریعتی
زهرا امینی خویشاوندان مهدی شریعت‌رضوی گفتاورد گفتاوردهای علی شریعتی وبگاه

وبگاه رسمی علی شریعتی

وبگاه دکتر شریعتی


علی شریعتی مزینانی، مشهور به دکتر علی شریعتی [۵][۶] (۲ آذر ۱۳۱۲، روستای کاهک، سبزوار – ۲۹ خرداد ۱۳۵۶، ساوت‌همپتون، انگلیس) نویسنده، جامعه‌شناس، تاریخ‌شناس[۱][۷]، پژوهشگر دینی اهل ایران، از مبارزان و فعالان مذهبی و سیاسی و از نظریه‌پردازان انقلاب اسلامی ایران بود[۱]، که در سن چهل و چهارسالگی به‌صورت مشکوکی در انگلستان درگذشت، و هم‌اکنون آرامگاه وی در مکانی نزد مقبره حضرت زینب کبری در دمشق سوریه است.

شریعتی علاوه بر شهرت زیادش برای سهم داشتن در انقلاب ایران، دلیل دیگر شهرتش کارنامه فعالیت‌های اوست که برای احیای مذهب و سنت در جامعه و بیدادگری نسبت به سلطنت وقت داشته است. شریعتی را در ادبیات معاصر معلم شهید می‌نامند. و از زمان انقلاب تاکنون یادبودهای زیادی به یاد او بر‌گزار و اجرا کرده‌اند. و از آن زمان نقدها و تجلیل‌های زیادی پیرامون آثار، آراء و تاثیراتی که او بر چند دههٔ معاصر ایران گذاشته وجود دارد.

 

محتویات  [نهفتن

 

زندگی کودکی

علی شریعتی در دوم آذر سال ۱۳۱۲ در روستای کاهک در

/ 0 نظر / 19 بازدید